الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
77
كتاب النكاح ( فارسى )
54 ادامهء مسئلهء 29 . . . . . 6 / 11 / 78 طايفهء دوّم : رواياتى كه بر جواز نوحهگرى و مدّاحى زنان دلالت مىكند . معلوم است كه نوحهخوانى در خانه نبوده ، و شعرهائى مىخواندند كه صدايشان به گوش نامحرم و رجال اجانب هم مىرسيد از آن جمله روايتى است كه مرحوم علّامهء مجلسى در مورد امام باقر عليه السلام نقل مىكند : و روى ابن بابويه ان الباقر عليه السلام أَوصى أن يُندَبَ له فى المواسم عشر سنين « 1 » و لخبر يونس بن يعقوب عن الصادق عليه السلام قال : قال لى أبو جعفر عليه السلام قف من مالى كذا و كذا لنوادب « 2 » ( ندبه گران ) تندبنى عشر سنين بمِنى ايّام منى ( كه شلوغترين ايّام است ، ندبه كنند تا آل پيامبر صلى الله عليه و آله فراموش نشوند ) . در تاريخ عرب نوحهگران نوعاً زنان بودند ، علاوه بر اين رواياتى راجع به « كسب النائحة » داريم كه مىگويد حلال است به شرط اينكه باطل نگويد ؛ در حالى كه صداى آنها را اجانب مىشنيدند . شاهد ديگر داستان شهادت حضرت حمزه است كه پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى از در خانهء او عبور كردند صدائى از خانهء حمزه نشنيدند پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند تا زنان در خانهء حمزه عزادارى كنند . پس معلوم مىشود كه صداى زنان شنيده مىشده و پيامبر صلى الله عليه و آله از آن منع نكردند . طايفهء سوّم : روايتى كه بر جواز قرائت قرآن زن اجنبى در مقابل مرد اجنبى دلالت مىكند . * . . . عن أبى بصير ، قال : كنت اقْرِىء ( قرائت ياد مىدادم ) امرأة كنت اعَلِّمُها القرآن فمازحتُها بشىءٍ فقدمتُ على ابى جعفر عليه السلام ( امام باقر ) فقال لى : أىّ شىءٍ قلتَ للمرأة ؟ فغطّيتُ وجهى فقال : لا تعودنّ اليها ( دلالت دارد كه مزاح اشكال دارد نه تعليم قرآن ) . « 3 » طايفهء چهارم : روايات پراكندهاى كه در ابواب مختلف است و دلالت مىكند معصومين عليهم السلام مانند حضرت زهرا عليها السلام يا كسانى كه در دامان معصومين عليهم السلام پرورش يافته بودند ، صداى خود را به گوش اجانب رساندهاند ، شايد بتوان گفت كه اينها در مورد اضطرار بوده و دين در خطر بوده است ولى موارد كثيرهاى داريم كه زنان با امام عليه السلام صحبت مىكردند و همهء اينها را بخواهيم حمل بر ضرورت كنيم و يا اينكه بگوئيم همهء اينها پيرزن بودهاند ، ممكن نيست در مقابل روايات معارضى داريم كه نهى مىكند : * . . . عن مسعدة بن صدقة ( محل بحث است ) عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال : قال أمير المؤمنين عليه السلام لا تبدءوا النساء بالسلام ( نهى از سلام است ) و لا تدعوهنّ الى الطعام فانّ النبى صلى الله عليه و آله قال : النساء عيٌّ ( ضعيف ) و عورة فاستروا عيّهن بالسكوت و استروفونيك عوراتهنّ بالبيوت . « 4 » قلنا : اين حديث دلالت بر عكس مقصود شما دارد چون مىگويد شما سلام نكنيد ولى زنان اگر ابتدا به سلام كنند عيبى ندارد به قول مرحوم علّامه مجلسى « 5 » معنى حديث اين است كه اينها مقاصد خودشان را نمىتوانند بيان كنند و لذا آبروريزى مىكنند ولى صحبت كردن زنانى كه ضعف بيان ندارند اشكالى ندارد . * محمد بن على بن الحسين ( صدوق ) باسناده عن شعيب بن واقد ( كه ضعيف است ) عن الحسين بن زيد عن الصادق عليه السلام عن آبائه عليهم السلام عن رسول الله صلى الله عليه و آله فى حديث المناهى قال : و نهى ان تتكلّم المرأة عند غير زوجها و غير ذى محرم منها اكثر من خمس كلمات ممّا لا بدّ لها منه ( آيا پنج كلمهء نحوى يا پنج كلام ، كه آن هم مشروط به ضرورت است ) « 6 » . اين حديث از نظر سند و دلالت اشكال دارد اشكال دلالى اين است كه اين حديث ، حديث مناهى است كه در آن نهىهايى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است در حالى كه بسيارى از آنها مكروه است و اينكه بگوئيم حتما دلالت بر حرمت دارد مشكل است . بعضى از احاديث ديگر هم شبيه همين حديث است . 55 ادامهء م 29 و 35 عروة ( القواعد من النساء ) . . . . . 9 / 11 / 78 بحث اصولى : جمع بين احاديث ناهيه و مجوّزه : جمع بين روايات جمع دلالى ( جمع بين ظاهر و اظهر )
--> ( 1 ) بحار ، ج 79 ، ص 106 و 107 . ( 2 ) بحار ، ج 79 ، ص 107 . ( 3 ) ح 5 ، باب 106 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 4 ) ح 1 ، باب 131 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 5 ) مرآة العقول ، ج 20 ، ص 373 . ( 6 ) ح 2 ، باب 106 از ابواب مقدّمات نكاح .